10/09/2022
"خستگى از زيستن"يكى از سه مولفه اى است كه كامو درباره احساسات جامعه امروزى به كار برده گرچه آن دو مولفه ديگر(خود پسندى و شهوت)به نظر در وضعيت مرتبتى نسبت به اين وضعيت قرار دارد امّا فكر مى كنم"خستگى از زيستن"نتيجه معقول مادى گرايى و از آن مهمتر"زيستن براى نزيستن"است.
آرى"زيستن براى نزيستن"نبردى با خود و در مقابل خود براى اينكه لحظات زندگى را نزيسته تر پيش ببريم.
تنازع با خود براى بدست آوردن مفهومى ديگر از آنچه سارتر به زيبايى به تصوير كشده كه:"بزرگترین خیانتی که انسان میتواند به خودش بکند، ترس از این است که حالا دیگران درباره من چه فکری میکنند."
و ما اساس زندگى خود را بر اين مبنا قرار داده ايم كه از آنچه را بسازيم كه ديگران دوست دارند.
به نظر ما امروز بيش و پيش از مقابله و نزاع با اغيار در هجومى تمام عيار با خود براى به اثبات رساندن منيت مان به سر مى بريم و اين رنجى عظيم است كه خود بر خود روا مى داريم.
ما در اين نبرد نه تنها"زيستن براى نزيستن"رامعنا مى كنيم كه در اين سراب هيچ ابايى هم از بى معنا كردن خويشتن خويش نداريم.
ما پذيرفته ايم ديدن، ديده شدن، پذيرش و اساساً مفهوم هستى ما به همه آنانى كه خويشتن ما نيستند بستگى دارد.
و اين است كه ما از خود بيگانه شده ايم اگر روزى كامو بيگانه را براى ترسيم وضعيت شخص نسبت به جامعه خلق كرد امروز بيگانه مى تواند به تصوير كشيدن غربت انسان نسبت به خودش باشد.
انسان امروز رنجى پياپى است براى هرچه دورتر شدن از ساحل ذاتى خويشتنش.
خويشتنى كه اساسش بر روحش استوار است نه جسمش و روحى كه ماده نيست و همه داشته انسان است براى زيستن نزيسته هايش.
#كامو #آلبرکامو #سارتر
#وكيل
#رسول
#زيستن #انسان #روح #جسم