The current state of Afghanistan crisisراه حل بحران افغانستان

  • Home
  • Afghanistan
  • Kabul
  • The current state of Afghanistan crisisراه حل بحران افغانستان

The current state of Afghanistan crisisراه حل بحران افغانستان عزیزان مشکلات افغانستان و راه حال های آن را برای ما بنو?

جای خدا نباشیم!روزی در نماز جماعت موبایل یک نفر زنگ خورد. زنگ موبایل آن مرد ترانه ای بود.بعد از نماز همه او را سرزنش کرد...
09/08/2023

جای خدا نباشیم!

روزی در نماز جماعت موبایل یک نفر زنگ خورد. زنگ موبایل آن مرد ترانه ای بود.
بعد از نماز همه او را سرزنش کردند و او دیگر آنجا به نماز نرفت.

همان مرد به کافه ای رفت و ناگهان قلیان از دستش افتاد و شکست.
مرد کافه چی با خوشرویی گفت اشکال نداره، فدای سرت...
او از آن روز مشتری دائمی آن کافه شد.

حکایت ماست:
جای خدا مجازات میکنیم،
جای خدا میبخشیم،
جای خدا...

آن خدایی که من میشناسم
اگه بنده اش اشتباهی بکنه، اینطوری با او برخورد نمیکند.
شما جای خدا نیستی این را هیچ وقت یادت نره !

اصلی‌ترین عامل سقوط دایمی افغانستان، در همین نبشته‌ی "منوچهر فرادیس" خلاصه شده‌است؛ سقوط اخلاقی._______«در اواخر دهه هشت...
03/09/2022

اصلی‌ترین عامل سقوط دایمی افغانستان، در همین نبشته‌ی "منوچهر فرادیس" خلاصه شده‌است؛ سقوط اخلاقی.
_______

«در اواخر دهه هشتاد هجری خورشیدی کارمند عادی دولت بودم. در شعبه‌ای که من کارمند بودم معمولاً کارمندان ولایات برای تغییر و تبدیل‌شان و بقیه امور کاری‌شان به کابل می‌آمدند. بارها شاهد بودم که بخاطر یک امضا کارمندی را می‌گفتند برو سه روز بعد بیا. و من پس از بیرون شدن کارمند از شعبه، به معاون مدیریت ما می‌گفتم که یک امضا کار است من این را طی مراحل می‌کنم و شما امضا کنید تا این کارمند سرگردان نشود. معاون ما با بی‌پروایی می‌گفت بگذار این دیوانه‌ها همین قسم سرگردان بگردند.

در بخش قضا به ویژه خرید و فروش جای‌داد اگر کاری می‌داشتی باید صد دالر می‌دادی که رییس بخش یا قاضی صاحب را ببینی. برای انجام کار بسته به مشکلات دوباره پول کلان می‌گرفتند. خشونت زبانی، بداخلاقی و کار نکردن در خون اکثر کارمندان دولت مردم شریف افغانستان بود. لچکی، هرزگی و همه چیز جریان داشت، جز کار کردن و انجام وظیفه به وقت.

می‌خواهم بگویم بیش‌تر از این‌که کشورهای همسایه و جهان مقصر باشند، ۹۰ درصد مردم افغانستان خاین به کشورشان و مردم‌شان و دولت‌شان بودند. فرقی هم نمی‌کرد این مردم کجایی استند، در خیانت و وطن‌فروشی و ضربه زدن و دزدی از دولت اکثر کارمندان، به ویژه مدیران میانی و عالی، تفاوتی با هم نداشتند. در همان اداره که من کارمند بودم، رییس اداره پیش از ریاستش یک بایسکل داشت اما پس از برکناری صاحب سه خانه تنها در کابل و یک موتر نسبتاً گران‌قیمت شده بود. در مکروریان اپارتمانی را می‌خواست بخرد، صاحب خانه ۱۱۰ هزار دالر خانه را می‌فروخت اما جنرال صاحب می‌گفت دقیق ۱۰۰ هزار دالر. جنرال هم مجاهد یا امریکا آمده نبود، از پرچمی‌های دو آتشه و هنوز معتقد به کمونیسم بود که بار بار در ریاستش ادعای پاک‌دستی می‌کرد.

وقتی برای گرفتن یک‌شناسنامه هفته‌ها سرگردان می‌بودی حالا که بی‌وطن شده‌ای از دولت پاکستان و ایران ننال. در وطن خود چی کردیم برای هم که اکنون از این کشور و آن کشور بنالیم؟!
مردمان بد و خاین به هم بودیم. از شمال تا جنوب و از شرق تا غرب در خیانت غرق، فقط تفاوتش در درآمد بود که قومی دزدی بیش‌تر می‌توانست چون به ارگ و معاونت ریاست جمهوری و وزارت‌های کلیدی وصل بود و قوم دیگر کم‌تر؛ اما هر کدام در حد خود خاین بودیم. و دردا که آن ده درصد خادم در این میان گم شده بود و دیده نمی‌شدند.

از هدر دادن آب که مربوط به هر شهروند است تا دزدی از بیت‌المال سر سوزن دریغ نمی‌کنیم اما در متهم کردن قوم دیگری، ده متر زبان داریم. در حالی‌که یکی از دیگر بدتریم.

هر آن کارمند دولت که پس از یک ماه یا حتا چند سال کار در دولت صاحب موتر و خانه در کابل شد، دزد است. فرق نمی‌کند که این دزد معاون رییس جمهور بود یا رییس یک ریاست ملکی یا نظامی یا آمر بخش لوژستیک فرماندهی پولیس یک ولایت. و ببینید ما چقدر دزد و خاین در هر قوم داریم؟ اگر عینک تعصب قومی و جهالت را کنار بگذاریم.»

مشکلات افغانستان و راه حل آن افغانستان از جمله کشور های اسلامی اند که بشدت اعتقادی مذهبی دارند. در اینجا اقوام مختلف با ...
01/08/2022

مشکلات افغانستان و راه حل آن
افغانستان از جمله کشور های اسلامی اند که بشدت اعتقادی مذهبی دارند. در اینجا اقوام مختلف با مذاهب، فرهنگ و ارزش های متفاوت زنده گی میکنند. برای یک کشور آباد می‌بایست همه افراد آن کشور به ارزش های ملی، منافع ملی و دست آورد های ملی بیاندیشند. برای رسیدن به چنین اهداف باید مردم آن کشور زیر سلطه یک نظام واحد قرار گیرند. شکل گیری یک نظام واحد به یک نظام دموکراتیک نیازمند اند که همه افراد آن کشور پایبند دموکراسی و قوانین آن نظام باشند.
دموکراسی به نوع نظامی گفته میشود که مردم اقتدار برای انتخاب قانون و قانون گذاری دارند. و اصول دموکراسی عبارت از آزادی اجتماعی، آزادی بیان، آزادی شهروندی، حق زنده گی و حقوق اقلیت ها میباشد.
در غیر این صورت اداره و کنترول اقوام و گروه های مختلف کار بسیار دشواریست. تنها زمانی افراد یک کشور پایبند اصول دموکراسی و ارزش ها میباشد که مردم آن کشور در سطح بلند از آگاهی قرار گرفته باشند. تا بشود به منافع ملی و ارزش های ملی کشور خود بیاندیشند نه برای منافع خود و یک قوم خاص.
متاسفانه افغانستان با مشکلات زیادی مواجه اند که به برخی از آنها در این مقاله پرداخته ام.
مشکلات سیاسی:انسان ها همه مانند زنجیر بهم پیوسته اند که به تنهایی هیچ کار را بشکل درست انجام داده نمیتواند بهمین گونه خانواده ها، جوامع و کشور ها برای پیش برد زنده گی و مترقی شدن به روابط و تعاملات هم نیاز دارند. چون افغانستان از جمله کشور های توسعه نیافته اند به تنهایی نمیتواند نیاز های خود را مرفوع سازند. بنابر نیاز های خود می بایست با کشور ها در تعامل باشند.
متاسفانه نظر به موقعیت ژئوپلیتیک افغانستان به میدان نبرد یا ساحه خطر به بعضی کشور ها گردیده که باعث عقب مانده گی آن گردیده است. کشور های که احساس خطر میکنند موانع ایجاد کرده تا مبادا با کشور های مخالف روابط نیک و سهم فعالیت های بیشتر داده شود.
مانند پاکستان، آمریکا...
برای اینکه فعالیت های هند، چین، روسیه... در افغانستان کمتر گردند، پاکستان و...از هر نوع سیاسیت های غیر اخلاقی و غیر انسانی توسط گروه هاو افراد در داخل افغانستان استفاده می‌نمایند. اما افغانستان در مقابل این کشور ها هیچ نوع میکانیزم و پالسی مشخصی ندارد. به همین دلیل گاها با کشوری دوست و گاها دوشمن هستیم.
در نبود یک سیاست درست، سایر کشورها از افراد سیاسی و گروه ها بحیث ابزار و وسیله رسیدن به اهداف خود شان استفاده می کنند که آنها فاقد توان و صلاحیت اداره حکومت اند. زمانی که افراد سیاسی فاقد توان و صلاحیت اداره حکومت باشند نه تنها گروه های تروریستی بلکه دها مشکل دیگر بوجود می آید که قادر به حل آن نیستند.
نبود اعتبار سیاسی حکومت ها باعث کودتا، سقوط، جابجایی آنی نظام میگردد. کشور های همکار و هم پیمان، سازمان ها... تقصیر ها را از نبود اعتبار سیاسی، وخامت اوضاع سیاسی، ناتوانی نظام سیاسی بدوش نظام فاقد توان و صلاحیت میدانند. و بدیل آنرا تشویق و ترغیب نموده و با آنها وارد تعامل میشوند. در سیاست اصول تعامل و مذاکر مهم اند که گاها باعث سقوط و از هم پاشیدن نظام ها میگردند.
مثلا: من بخواهم کانی خریداری کنم اول با صاحب کان وارد مذاکره میشوم و بعد از برد مذاکره معامله را انجام میدهم. در صورت نبود فرد قوی تر از من معامله به من واگذار میگردد. اگر دارا تر، قوی تر و زیرک تر از من وارد معامله شود ممکن معامله را ببازم.
بل وارک مینویسند (تحریک طالبان در اول یک گروه فاقد اعتماد و اعتبار سیاسی بودند اما با سیاست های خود وارد میز مذاکره گردیدند و خواهان صلح مشترک شدند .سیاست های بیرونی دز و خلا بین مردم و جمهوریت را بیشتر نمودند. با به اوج رسیدن فساد اداری، فساد مالی... طالبان خواستار تمام قدرت شدند.
یکی از اعضای مذاکره کننده طالبان گفت: نظام فعلی افغانستان فاسد و ناتوان اند ما نمیتوانیم با کشتی غرق شده خود را غرق نمائیم. از ایالت متحده خواستار قدرت به مدت ۳ الی ۵ سال شدند. در تعهد نامه با ایالت متحده چنین تعهد کردند . طالبان با جامعه جهانی به ویژه با ایالت متحده همکاری خواهند کرد. ما ثابت خواهیم کرد که طالبان چنان که دشمن سختی بوده اند، در آینده شریک قابل اعتمادی خواهند بود.
بعد از مذاکره و تعهد گزارش محرمانه به رادیو آزادی به دستور ناتو منتشر میگردد که طالبان به استقلالیت مالی و نظامی دست یافته اند )
با نشر چنین گزارش ها به طالبان جسارت و اعتبار بخشیدند و روحیه افراد نظامی جمهوری را ضعیف تر نموده اند.
زمانی که بایدن برنده ریاست جمهوری میگردد، میخواهد که یک واحد کوچک از نیرو های آمریکای را برای پشتیبانی از اقدامات ضد تروریسم در افغانستان حفظ نماید.
اما طالبان میگویند اگر نیرو های خارجی در افغانستان باقی بماند، توافقنامه باطل میگردد.
تحریک طالبان با مذاکره های شان وارد معامله شده و تمام قدرت را در معامله میبرند.
نظام جمهوریت با نبود سیاست و مذاکره درست معامله را میبازد و افغانستان به بدیل آن معامله میشود.
امروز نیز حکومت موقت طالبان روابط درست سیاسی با سایر کشورها ندارد چون امارت در مقابل روابط با آنها باید نکات حقوق بشری و تعهد نامه دوحه را عملی نمایند. در گذشته و حال روابط درست سیاسی وجود نداشته که یکی از مشکلات اساسی یک کشور همان روابط سیاسی و سیاست آن میباشد.
مشکلات داخلی یا اختلاف قومی: افغانستان متشکل از اقوام، زبان، مذاهب و فرهنگ های مختلف اند که این تفاوت ها باعث مشکلات داخلی کشور گردیده اند. در نظام ها قومیت اولیت بر ملیت داشته است، چی در پوست های دولتی و چی در پذیرفتن مسئولیت ها.
این مشکلات در داخل افغانستان باعث چند پارچه گی مردم در داخل و خارج از کشور شده است. گر چند در ماده ۴ قانون اساسی افغانستان واضح بیان شده است که حاکمیت ملی افغانستان به ملت تعلق دارد که مستقیم یا غیر مستقیم آنرا اعمال میکند و ملت افغانستان عبارت از پشتون، تاجک، هزاره، ازبک، ترکمن، بلوچ، پشه ای، نورستانی، ایماق، عرب، قرغیز، قزلباش، گوجر، براهوی و سایر اقوام میخواند.
اما متاسفانه مشکلات قومی از بلند ترین مقام ریاست جمهوری تا پایین ترین مقام به اساس قومیت در نظر گرفته میشود. دو دور آخیر ریاست جمهوری، اشرف غنی احمد زی در انتخابات برنده شده اند. پروسه های انتخابات را ۶ ماه تعویق انداختند ولی برنده را از همان قوم انتخاب نموده اند. چون قومیت برتریت را عنوان میکرد نه استعداد و توانایی.
همین خویش خوری، تقسیم قدرت بین اقوام، تقسیم ولایات، تقسیم وزارت خانه ها، تقسیم ادارت، تقسیم ارگان ها، زد و بند های رهبران سیاسی، رهبران قومی، تکه داران قومی...باعث مشکلات و هرج و مرج داخلی شده که باعث عقب مانده گی و از هم پاشیدن کشور گردیده است.
این مشکلات باعث شده است تا از اصل کار( حکومت داری، توسعه، ملت سازی...) باز مانیم.
در حکومت داری فعلی هم قومیت عنوان مهم است که یک قوم خاص به تنهایی در راس قدرت و تصمیم گیری های سیاسی شامل اند. حتی همین یک قوم هم بین خودشان زد و بند های داخلی دارند که این مشکلات باعث بی نظمی، بی ثباتی، دو رنگی در کار و قوانین...گردیده است. چون تمام اقوام خود را در آیینه حکومت و قدرت نمیبیند. و در اثر مشکلات قومی و تک قدرتی قومی مردم از بدنه حکومت جدا و بر ضد حکومت قرار گرفته، درز ها و شگاف های عمیق میان ملت و دولت ایجاد گردیده که باعث سقوط و کودتا نظام میگردد.
اولین مشکل که همه مردم افغانستان می بایست آنرا حل کرد مشکلات داخلی است.
نداشتن آگاهی: در کشور که همیشه سران قبائل، تکه داران قومی و مذهبی، بزرگان تصمیم گیرنده باشند به جوانان، نوجوانان و اطفال هیچ اهمیت و ارزش حقوق قائل نشوند، آن کشور از نگاه آگاهی در سطح پایین قرار دارند. متاسفانه در افغانستان نیز نوجوانان و جوانان در تصمیم گیری های کلان سهم ندارند و برای شان تذکر داده میشود که به حرف بزرگان گوش نمایند و در مقابل بزرگان نباید مخالفت کنند. و موضوعات را بدون در نظر گرفتن حق و باطل قبول کنند. جوانان برای خود جرآت پرسش را به منظور وضاحت و روشن شدن موضوع، نمیدهند. بنابراین اطفال و جوانان امروز و برزگان فردا از قوه تحلیل، نحوه درست فکر کردن، تجزیه، جمع بندی و نتیجه آموزش داده نشده و برعکس سرکوب گردیده اند.
فرهنگ سنتی به اطفال پذیرفتن کورکورانه را میآموزاند. اطفال ناخواسته سنت ها و فرهنگ های عقب مانده را تقلید و به آن عمل میکند.
یکی از گفته های امام علی: در خلوت متوجه افکار تان باشید که تبدیل به گفتار تان میشود و متوجه گفتار تان باشید که رفتار تان میشود و متوجه رفتار تان باشید که عادات تان میشود و متوجه عادات تان باشید که شخصیت تان میشود و متوجه شخصیت تان باشید که سرنوشت تان میشود.
همین فرهنگ‌ها و سنت هاست که افکار...و سرنوشت ما را میسازد.
پرسیدن سوال و حس کنجکاوی در اطفال باعث رشد ذهن اطفال گردیده و شکاک بودن و در مقابل موضوعات بی دلیل و بی منطق از خود لجاجت نشان می دهند.
بهترین روش تدریس، روش سوال و جواب هست که سقراط از این روش برای یادگیری دانش آموزان استفاده میکرد.
متاسفانه در افغانستان اطفال به هر اندازه که آرام و بی سرو صدا باشد طفل خوب بحساب می آید در حال که اطفال کنجکاو و پرسش گر مورد تحقیر قرار گرفته و طفل بی ادب و بی تربیت عنوان میگردد.
ما در جامعه ای رشد کرده ایم که به خود و یافته های دیگران شک و تردید نمیداشته باشیم و بدون دلیل آنرا میپذیریم. اگر چنین باشد به قوه فکری و سرنوشت خود آسیب بزرگی زده ایم که متاسفانه با گذشت زمان در افغانستان به یک فرهنگ مبدل گردیده است. و در روان و ذهن، خرد فردی و اجتماعی ما نفوذ عمیق کرده که به خود و اطرافیان خود آسیب بزرگی زده ایم. چون با قوه تفکر منطقی و انتقادی( تحلیل،ریشه یابی، جمع بندی ) آشنا نیست به خود، فامیل، و ملت ممکن صدمات وارد کنیم که جبران ناپذیر باشد. بدلیل اینکه راه حل معقول و منطقی را برای آن نمیابیم. بهترین راه گریز از آن موضوع را میدانیم که به سخن نادرست هم تبدیل شده است.
یک راه مردی گریز است یا میگویند کاری از ما ساخته نبود یا میگویند آب از سرچشمه گل آلود است.
این گفته ها نادرست اند ما از توانایی های ذهنی و عقلی خود بشکل درست درست استفاده نکرده ایم. در کودکی رشد مناسب نداشته ایم که بتوانیم مشکل خود را حل کنیم نه فرار و بدانیم که گریز به معنی ناتوانی است نه مردی.
و اگر بخواهیم هر کاری از ما ساخته است. اگر تلاش نماییم ممکن زودتر به نتیجه مطلوب نرسیم اما درآینده شاهد تغییر و اصلاحات کار های خود میباشیم. مثلا برای راندن افراد فاسد، قوم گرا در قدرت و ادارات تلاش نمائیم. بدون شک نتیجه خواهدداد و از اداره و قدرت برکنار خواهند شد. و افراد سالم جای آن قرار خواهند گرفت. اگر سوال این باشد که مدیران ،رئسا و صاحبان اریکه قدرت که آلوده به فساد اند، چطور میشود راند؟ آیا تلاش ما نتیجه خواهد داد؟
بدون شک جواب بلی است .
قسمی که نظام های با نفوذ، پر قدرت، مجهز وجود داشت و بیشتر مردم باورمند بودند که رشد و ترقی در آن نظام صورت گرفته اند و نابود نمیشوند اما آن نظام ها هم رانده شده اند چون فساد و قوم گرایی به اوج خود رسیده بود. هر نظام مفسد در نهایت از اریکه قدرت رانده خواهد شد.
پس کاری از ما ساخته هست.
آب از سرچشمه گل آلود نه، بلکه زلال و شفاف اند اما در مسیر راه ممکن با خاک و خاشاک آلوده گردد.
پس از گفته ها نادرست اند و توسط فرهنگ و سنت های کور کورانه به ما تلقین گردیده است و ما را از قوه تفکر منطقی و انتقادی باز داشته اند. نا آگاهی یکی از مشکلات ریشه ای مردم افغانستان است که بوجود آورنده تمام مشکلات فوق اند.
راه حل این مشکلات چیست؟
۱. افراد سیاسی می‌بایست از روابط سیاسی به نفع مردم و کشور خود استفاده نمایند. در مقابل کشور های متعهد یک پالسی مشخص داشته باشد تا خود صاحب صلاحیت و قدر و تصمیم گیری نظام خود در مقابل نظام های بیرونی باشد.
افراد که در راس قرار میگیرند باید صاحب صلاحیت باشند و در امور کشور (انتخاب معاونین، روئسا مجلسین، قوه قضائیه، وزرا ، وکلا نظامی ها...)خود تصمیم گیرنده باشد تا افراد مذدور و جاسوس از طرف کشور های بیرونی انتخاب و صاحب قدرت نگردد. آن زمان معاملات و مذاکرات به نماینده گی ریس قدرت اجرا و انجام میگردد.
۲‌. ریشه تمام مشکلات عدم آگاهی است. اگر ما اصل ارزش گذاری را در نسل جدید نهادینه نمائیم و برای نسل جدید تفکر منطقی و انتقادی درست را بیاموزانیم مشکلات درون قومی و داخلی نیز از بین خواهد رفت.
در یکی از سوره های قرآن کریم آمده است که ما شما را از یک نفس آفریده ایم و در قوم و قبایل مختلف قرار داد ایم تا از همدیگر تفکیک شوید. شما نزد الله هیچ برتری ندارید مگر کسی که با تقوا، با درک و آگاه باشد.
پس فرد آگاه از کتاب الهی و قوانین انسانیت آگاه اند و تفاوت ها را می‌پذیرند. مشکلات و اختلافات درون قومی را از راه منطقی حل مینماید.
۳. نداشتن آگاهی یکی از مشکلات ریشه ای مردم افغانستان است که بین بردن آن کار آسانی نیست. افراد که برای هدفی مبارزه می کنند حتما ارزش و بها آنرا درست میدانند. یک نظامی وقتی برای وطن خود مبارزه می کند در اول می بایست ارزش وطن را بداند. ارزش نوامیس ملی را بداند و بعدا وارد مبارزه گردد اگر از ارزش وطن و مردم خود را نداند بدون شک سنگر و وطن را به معامله میگذارد.
اگر ارزش وطن را بداند برای آن قربانی ( جانی، مالی، جوانی ،عمر ) میدهند. پس ما هم اگر ارزش علم و آگاهی را میدانیم باید برای آن ارزش ،قربانی دهیم. تا از آن حفاظت و به اهداف اصلی که همان آگاه ساختن افراد جامعه و کشور اند، برسیم. برای آگاه ساختن افراد جامعه از خود شروع و به سطح ولایات ختم گردد. بزرگترین دارای رشد خود یا رشد درونی اند که راه های بعدی رشد را هموار میسازد. برای آگاه ساختن افراد جامعه از آموزش رسانه ای، آموزش حضوری، آموزش گروهی، آموزش مذهبی، فرستادن نخبگان در ولایات که افراد به درس و تحصیل دست رسی ندارند.
چون آگاه شدن تنها راهی است که میتوان از همه مشکلات قومی،سیاسی، مذهبی، اقتصادی...رهایی یافت.

نویسنده : بصیرت شیرزاد ، آموزگار و فعال حقوق زن

15/07/2022

تصاویر قدیمی

15/07/2022

افغانستان قدیم

05/07/2022

به مردم پست اعتماد نکنیم

03/07/2022

شرمنده باد وطن فروشان

وطن از ثروت مندان است.(یعنی آنها اداره میکند)حفاظت آن را فقرا می‌ کند (یعنی فرار نمی تواند)
03/07/2022

وطن از ثروت مندان است.(یعنی آنها اداره میکند)
حفاظت آن را فقرا می‌ کند (یعنی فرار نمی تواند)

  تاجری انگلیسی هر روز اشیا تاریخی مصر را بار شتر می کرد تا به کشتی برساند و به انگلیس ببرد . افسار شتر را هم مرد عربی م...
30/06/2022



تاجری انگلیسی هر روز اشیا تاریخی مصر را بار شتر می کرد تا به کشتی برساند و به انگلیس ببرد . افسار شتر را هم مرد عربی می کشید که از این که تاریخش به تاراج می رفت ناراحت بود و مدام به زمزمه به تاجر انگلیسی فحش می داد ولی برای مزد هنگفتی که می گرفت راهنمای کاروان هم بود!

تاجر از مترجمش پرسید مرد عرب چه می گوید؟
مترجم گفت :
به شما فحش می دهد و نفرین می کند

تاجر گفت این فحش و نفرین بر کارش هم خللی وارد می کند؟ مترجم پاسخ داد : نه کارش را به خوبی انجام میدهد!

تاجر لبخندی زد و گفت بگذار هر چه می تواند نفرین کند و چند فحش انگلیسی هم یادش بده!!!

شورای مقاومت در منشوری تازه‌ای که در مورد نوعیت نظام آینده به آن پرداخته شده، گفته که برای بیرون رفت از وضعیت کنونی کشور...
19/06/2022

شورای مقاومت در منشوری تازه‌ای که در مورد نوعیت نظام آینده به آن پرداخته شده، گفته که برای بیرون رفت از وضعیت کنونی کشور حاضر به گفتگو با امارت اسلامی است.
این منشور که در اختیار رسانه ها قرار گرفته دارای شش فصل و ۶۱ ماده است و در آن نظام سیاسی، جمهوری اسلامی پارلمانی نامتمرکز پیشنهاد شده‌است.
در این منشور هم‌چنان آمده که اگر حکومت کنونی به خواست دولت فراگیر انتقالی تمکین نکند، از مقاومت مسلحانه کار گرفته خواهد شد.

Address

کابل افغانستان
Kabul

Website

Alerts

Be the first to know and let us send you an email when The current state of Afghanistan crisisراه حل بحران افغانستان posts news and promotions. Your email address will not be used for any other purpose, and you can unsubscribe at any time.

Contact The Practice

Send a message to The current state of Afghanistan crisisراه حل بحران افغانستان:

Share

Category