Hoghoogh/حقوق

Hoghoogh/حقوق هدف کلی از ایجاد این صفحه: ایجاد دوستیهای جدید، استفاده از تجربیات یکدیگر و در نهایت، همکاری در امور کاری.

21/10/2015

درج “شرط خلاف مقتضای ذات عقد” در اسناد عادی و رسمی؟!
شرط خلاف مقتضای ذات هر عقد عبارتست از هر شرطی که برخلاف یکی از عناصر سازنده آن باشد (دکتر جعفری لنگرودی)؛ ( همانطور که بارها اذعان گردیده است در سایت قانون بنا نداریم وارد ریز مباحث حقوقی شویم فقط مواردی که کاربردی هستند را به نحوی بیان می کنیم که حتی المقدور قابل فهم برای افراد بیشتری بوده و بتواند مورد استفاده عامه مردم نیز قرار گیرد؛ به همین دلیل به تعریف فوق الذکر اکتفا کرده عبور می کنیم ).

صرف نظر از تعریف فوق الذکر و بیان نظرات دیگران در این خصوص آنچه مهم است این است که در عرف معاملات، زمانی که کسی عقدی منعقد می کند طبعا قصدی داشته که مبنای انجام آن معامله بوده است و اگر آن قصد با تصریح یک شرط در ضمن آن معامله به صورتی خدشه دار شود که اصل معامله، زیر سوال رود خلاف قصد معامله کننده را در برداشته و آن را به صورتی مخدوش می کند که هم عقد و هم شرط مزبور باطل می گردند؛ چنین شرطی را شرط خلاف مقتضای ذات عقد می گویند.

آیا گنجاندن عباراتی از قبیل: “طرفین معامله کلیه خیارات به جز خیار تدلیس را از خود ساقط نمودند” یا ” اسقاط کافه خیارات از جمله خیار غبن ولو فاحش” در یک بیع نامه یا اجاره نامه اساس بیع یا اجاره مزبور را زیر سوال نمی برد؟ ( آیا این عبارات،دقیقا مصداق شروط خلاف مقتضای ذات عقد نیستند؟ پس چرا در فرمهای تنظیم شده در بنگاههای معاملات املاک همچنین اسناد رسمی مردم به کار می روند؟).

به طور مثال اگر کسی خانه ای بخرد و در سند تنظیمی در بنگاه معاملات املاک یا دفترخانه اسناد رسمی یکی از عبارات فوق درج شده باشد و بعدا معلوم گردد خانه خریداری شده از اساس دارای اشکال بوده و رو به خرابی است به نحوی که حتی تا یک سوم قیمت پرداختی هم ارزش ندارد خریدار دیگر نمی تواند خانه را پس داده و ثمن پرداختی را مسترد نماید و پر واضح است که معامله ای که در آن، وجه پرداختی بیش از ۳ برابر ارزش واقعی مثمن بوده است را نمی توان در عرف معاملات، بیع نامید؛ به همین دلیل هستند حقوقدانانی که چنین شروطی را شرط خلاف مقتضای ذات عقد می دانند (دکتر جعفری لنگرودی)؛ ( عرفا مردم معامله ای را خرید و فروش می دانند که وجه پرداخت شده، متناسب با ارزش جنس خریداری شده باشد به نحوی که اگر در معامله بیعی این تناسب رعایت نشده باشد فرد معامله کننده، سفیه دانسته خواهد شد).

نتیجه اینکه آنچه فوری و ضروری است این است که همه تنظیم کنندگان قراردادها از جمله صنف مشاوران املاک و کانون سردفتران و دفتریاران می بایستی به طرق مقتضی و به فوریت، عدم جواز درج اینگونه شروط را درضمن عقود به افراد تابعه خود گوشزد کرده این قبیل عبارات را از فرم های مربوطه حذف نمایند؛ همچنین اصل را بر این قرار دهند که خیارات در معاملات فقط در صورتی قابل اسقاط باشند که یک نفر مشاور حقوقی تبعات حذف هر یک از خیارات را به طور واضح و صریح به طرفین معامله اعلام نماید و علاوه بر آن این امر را در ذیل سند به طور دقیق درج و به امضای طرفین و مشاور مربوطه برسد -به طوری که در موارد شک اصل بر عدم تفهیم باشد- همچنین می بایستی تصریح گردد اگر ضرری هم از قصور مشاور حقوقی به طرفین وارد شود بر عهده مشاور مربوطه می باشد.

بدیهی است اقدام فوری و صحیح در حذف این قبیل شروط خلاف مقتضای ذات عقد از اسناد رسمی و عادی می تواند گام مهمی باشد در کمتر شدن استفاده از چنین عبارات بی اساسی که اکثر مردم حتی معنی آنها را نمی فهمند و موجبات ایجاد ضررها و زحمات زیادی برای عموم مردم را به وجود می آورند تا اینکه به مرور زمان، این استفاده غلط به کلی و برای همیشه مرتفع گردد.

23/02/2015

لزوم رعایت «حق مکتسبه در امکان تمایز بین وکلا» در «لایحه جامع وکالت»

همانطور که مستحضرید در حال حاضر دو مرجع مختلف در کشور اقدام به صدور پروانه وکالت می نمایند اول کانون وکلا و دیگری قوه قضاییه و در لایحه ای که تحت عنوان لایحه جامع وکالت رسمی فعلا در مجلس در حال بررسی است مقرر گردیده که دو مرجع فوق در آینده در هم ادغام گردیده بدین صورت که وکلای فعلی کلا تحت پوشش واحدی قرار گرفته و متقاضیان بعدی وکالت هم از این مرجع، پروانه بگیرند.

اینکه آیا اصل این اقدام- یعنی ادغام مزبور – ضروری است یا نه همچنین توجه به نکات ریز حقوقی در این خصوص، امر دیگری است که فعلا موضوع بحث ما در این سایت نمی باشد – چرا که مقرر گردیده مطالب سایت قانون به صورت حقوق کاربردی و حتی الامکان قابل فهم برای همه باشد – لیکن آنچه واضح است این است که قانون جدید نبایستی موجبات تضییع حقوق مکتسبه وکلایی که سابق بر تصویب آن موفق به اخذ پروانه وکالت شده اند را فراهم آورد.

در توضیح این مطلب لازم به ذکر است از جمله حقوق مکتسبه یک وکیل، اعتباری است که وی در نزد مردم داشته و دارد و در این خصوص، سال اخذ پروانه و مرجعی که پروانه وی را صادر کرده است از جمله مواردی هستند که می توانند در میزان اعتبار یک وکیل، مؤثر باشند و دانستن این موارد حتی برای یک موکل که قرار است کسی را برای ارجاع امور خود انتخاب نماید هم مهم و ضروری است.

در نتیجه اگر منظور قانونگذار این باشد که پس از تصویب این لایحه و تبدیل آن به یک قانون، همه وکلا می بایستی پروانه وکالت خود را به مرجع جدید تحویل داده و پروانه متحدالشکلی اخذ نمایند – به نحوی که تمیز دادن وکلای سابق از هم همچنین وکلایی که از مرجع جدید پروانه می گیرند غیرممکن باشد- قطعا این موضوع هم برای برخی وکلا غیر قابل قبول است و هم حق امکان انتخاب دقیق را از موکلین خواهد گرفت.

برای روشن تر شدن قضیه می توان یک مثال ساده آورد به این صورت که فرض کنیم در آینده، ضرورتی احساس شود که دانشگاههای دولتی و آزاد در هم ادغام شوند؛ آیا صحیح است که پس از ادغام آنها فارغ التحصیلان سابق هم اجبار شوند که مدارک تحصیلی خود را تحویل داده و مدرک متحدالشکلی دریافت کنند که سابقه تحصیلی آنها را به درستی روشن نمی کند؟ اگر در فرض، شما فارغ التحصیل دانشگاه صنعتی شریف بودید می پذیرفتید که مثلا درآینده، هیچ وجه تمایزی با یک فارغ التحصیل دانشگاهی دیگر که سطح علمی پایین تری از دانشگاه محل تحصیل شما داشته است نداشته باشید؟ (آیا انصاف است که یک وکیل با سی سال سابقه در کانون مرکز، وجه تمایزی با یک وکیل تازه کار قوه قضاییه نداشته باشد؟).

ادامه مطلب در سایت قانون به آدرس:
http://www.ghanoon.ir/%d8%ad%d9%82-%d9%85%da%a9%d8%aa%d8%b3%d8%a8%d9%87-%d9%84%d8%a7%db%8c%d8%ad%d9%87-%d8%ac%d8%a7%d9%85%d8%b9-%d9%88%da%a9%d8%a7%d9%84%d8%aa/

07/04/2014

مفهوم عبارت « حقوق کاربردی »

علم حقوق هرچند تنها شاخه ای از علوم اجتماعی است و به همین واسطه نمی توان راه حل تمام مشکلات اجتماعی را در آن یافت اما قطعا علمی است کاربردی و عمل گرا؛ شاید به همین دلیل هم عبارت « حقوق کاربردی » در ابتدا کمی نامفهوم به نظر آید یعنی این سؤال مطرح شود که مگر « حقوق غیر کاربردی » هم داریم؟
در توضیح باید گفت هدف از طرح قواعد این علم در هر منطقه و کشوری این است که مردم بتوانند آثار آن رادر عمل، در زندگی روزمره خود درک کرده و بتوانند هر چه بیشتر از یک جامعه بدوی و بی قانون به سوی جامعه ای مترقی و قانونمدار پیش روند؛ منظور، جامعه ای است که در آن هرکس بتواند به راحتی و بی هیچ مشکل و هزینه خاصی حق و حقوق خود را مطالبه کرده و سپس در زمانی معقول – وحتی المقدور سریع – خواسته بحق خود را تمام و کمال دریافت نماید؛ لذا با توجه به مراتب فوق می توان گفت از این بعد، حقوق، علمی است که با اجرای مفاد آن بستری برای احقاق تامه حقوق همگان در اسرع وقت آنهم بدون دردسر و مشکل خاصی فراهم می آید.
توجه به این نکته هم لازم و ضروری است که گاهی در سیستم قضایی یک کشور، هزینه های احقاق حق به نحوی است که ذیحق ترجیح می دهد- هر چند حق هم با اوست – به آن سیستم مراجعه نکرده و عطایش را به لقایش ببخشد( بطور مثال در جاهایی که هزینه های مادی طرح دعوی بالا بوده و یا نفس طرح دعوی، موجب تحقیر یا آبروریزی برای صاحبان حق می باشد )؛ در هر حال چنین سیستمی در حقیقت یک تشکیلات قضایی عقیم بوده و نمی تواند پاسخگوی کاملی برای نیازهای مردم خود باشد.
با توجه به مراتب فوق علم حقوق وتلاش حقوقدانان و مجریان قانون، زمانی ارزشمند است که منتهی به نتیجه مطلوب گردد( همان احقاق حق کامل… ) اما واقع امر این است که اولا برخی قوانین به گونه ای تدوین شده اند که نه تنها باری از دوش مردم برنداشته خود، باری هستند بر دوش آنان و ثانیا گاه در عمل به قوانین ، رویه هایی ایجاد شده است که آنها هم به هر دلیل با هدف تصویر شده از علم حقوق در تضاد هستند.
به نظر می رسد اگر در جامعه ای قوانین، درست تدوین شده باشند و درست هم اجرا شوند اولا هرکس و هر چیز در جای خودش خواهد بود و ثانیا برای مردم احساس آرامشی ایجاد خواهد شد مبنی بر اینکه کسی به حقوق آنها تجاوز نخواهد کرد و در صورتی که احیانا چنین موردی هم پیش آید به راحتی خواهند توانست در سایه حمایت قضایی، حقوق خود را بازستانند- و شاید فلسفه وجودی این علم اساسا ایجاد همین احساس در مردم باشد-.
در پایان اشاره به این امر، ضروری است که هرچند اکثر مباحث حقوقی در نهایت، مفید خواهند بود لیکن توجه به مسائل ریشه ای که امکان بوجود آوردن تغییرات عمیقتر و سریعتری در رسیدن به اهداف این علم را داشته باشند در اولویت بوده و « حقوق کاربردی » هم معنایی جز این نخواهد داشت.

01/11/2013

راهی دشوار در یافتن قانون مورد نیاز

یافتن قانون مورد نیاز در هر مساله یا مشکل حقوقی از معضلات نسبتا قابل توجه در کشور ما می باشد در این خصوص لازم به ذکر است که در هر مساله یا قضیه حقوقی دو جزء اصلی مورد نظر است:

اول موضوع است ودیگری حکم شرع و قانون در خصوص آن؛ فهمیدن موضوع یا همان صورت مساله به نظر،ساده می آید اما حقیقت این است که داشتن درک صحیحی از آنچه به دنبال آن هستیم نیازمند تیزبینی خاصی است که در عمل، بسیاری از افراد فاقد آنند.

در اینجا نیازی به ورود در بحث نحوه فهم کامل و دقیق موضوعات حقوقی نیست (که خود،بحثی مفصل است) اما پس از فهم موضوع باید بتوان نظر قانونگذار و شارع را در آن مورد فهمید؛ بطور مثال در فقه، صاحبنظران ممکن است در مساله ای واحد، دیدگاههای مختلفی ارائه دهند (که خود از نشانه های پویایی آن است) در زمینه موضوعات حقوقی هم همینطور است یعنی حقوقدانان هم ممکن است در مورد حکم مسأله ای خاص، نظرات مختلفی داشته باشند ولی در عرصه اجتماع، صرف نظر از بحثهای فقهی-حقوقی می بایستی جواب منحصربفردی وجود داشته باشد تا از سرگردانی مردم عادی جلوگیری شود….

این امر یعنی داشتن پاسخی واحد برای یک مساله در تمام یک سرزمین با وضع قوانین صورت می پذیرد و این قانونگذار است که سعی می کند در هر موردی بهترین راه را انتخاب و با تصویب آن تکلیف همه را روشن کند؛ پس از تصویب و لازم الاجرا شدن قوانین ،حداقل از لحاظ تئوریک به نظر می رسد کار آنهایی که دنبال یک حکم حقوقی می گردند راحت باشد لیکن در عمل چنین نیست؛ سوال این است که چرا؟

به نظر می رسد تعدد مراجع قانونگذاری در ایران و عدم تکمیل پروسه تنقیح قوانین از جمله مواردی هستند که یافتن قانون مورد نیاز را با مشکل مواجه کرده اند.

مگر نه این است که افراد عادی هر جامعه ای به راحتی باید بتوانند روابط حاکم بر آن جامعه را تشخیص داده و خود را با آن تطبیق دهند- حداقل برای زندگی روزمره- و در مورد هر مساله ای واکنش بعدی اجتماع را حدس بزنند؛ ولی چرا در برخی جوامع – از جمله کشور ما – فهم آنچه گفته شد بر متخصصین هم مشکل است چه رسد به افراد عادی و ناآگاه از قوانین؟!

01/11/2013

حریم خصوصی

به نظر می رسد در روزگار ما حریم خصوصی انسانها به دلایل مختلف از جمله دلایل اجتماعی به طرز فاحشی دستخوش محدودیتهای غیر قابل قبول قرار گرفته است و این امر نیاز شدید جوامع به دخالت افراد آگاه در این زمینه را می طلبد.
سؤال این است که معنای حریم خصوصی چیست و آیا قابل محدود شدن است؟ و اگر قابل محدود شدن است چه کسانی و طبق چه ضابطه و تا چه اندازه ای می توانند آن را محدود نمایند؟
روشن است که نهادهای قدرت در هر جامعه ای از پاسخگویی دقیق به این سؤالات، طفره می روند چرا که این امر باعث می شود به دست خود، راه دست اندازی به حریم خصوصی افراد را محدود نمایند؛ بدیهی است که تمامی توجیهاتی که راه را برای دخالت در حریم خصوصی افراد، باز می گذارند خلاف اصل بوده و نیاز به دلیل و قانون صریح دارند….
آنچه واضح است این است که جامعه ای که بتواند بدون ورود به حریم خصوصی افراد، خود را اداره کند مطلوب همگان بوده و هر جامعه ای که از این ملاک، فاصله بیشتری داشته باشد قطعا سوء مدیریت خود را با ورود به این حریمها جبران نموده و با جوامع آرمانی در این خصوص، قابل مقایسه نخواهد بود.

01/10/2013

به نظر شما آیا شهرداری می تواند یک خیابان را مسدود کند به این معنا که اجازه تردد اتومبیل ندهد و فقط در آنجا تردد عابرین مجاز باشد؟

Address

سید جمال الدین اسدآبادی(یوسف آباد)
Tehran

Opening Hours

Monday 09:00 - 12:00
Tuesday 09:00 - 12:00
Wednesday 09:00 - 12:00
Thursday 09:00 - 12:00
Saturday 09:00 - 17:00
Sunday 09:00 - 17:00

Telephone

+982126423815

Alerts

Be the first to know and let us send you an email when Hoghoogh/حقوق posts news and promotions. Your email address will not be used for any other purpose, and you can unsubscribe at any time.

Contact The Practice

Send a message to Hoghoogh/حقوق:

Share